«تمامي كالاها و خدمات اين فروشگاه، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است.»

مطالب مربوط به موضوع «نوشته های وبلاگی کلپچی»

تبسم‌های دلنشین یک فرمانده

به گزارش جام مقاومت به نقل از انصار حزب الله؛ … روزی به کربلا خواهیم رفت، ما نیز. چونان قبیله شهیدان. آن کربلا که پیشتر مختصّاتش را با هم دانسته بودیم. روزی قطره جان را متصل به دریا خواهیم کردن. روزی جان بر سر دست خواهیم گرفتن و ندا خواهیم […]

گفتار درمانی به وسیله پروین!

با توجه به اینکه قاضی – مهاجم تیم فوتبال استقلال – گفت: “فوتبالیست‌ها آنقدرها که می‌گویند پول نمی‌گیرند”، کدام گزینه صحیح است؟! الف. پول؟! شوخی می کنی؟! همه آنها دلی بازی می کنند! شغل اصلی شان مسافرکشی است! ب. پول می گیرند، نه آنقدر که شما تصورش را می کنی! […]

مصائب متروسواری وقتی کله پاچه هم خورده باشی!

پیش از نزدیک شدن قطار به ایستگاهی که هزاران چشم در آن منتظر ایستاده‌اند، همه از آن خط قرمز که مدام می‌گویند پشت آن قرار بگیرید، گذشته‌اند. قطار که می ایستد و درهایش باز می شود، صحنه ای شبیه به فرمان حمله در جنگ ها شکل می گیرد. متروسواری یعنی […]

یارانه مو بده میخوام کلپچ بزنم به بدن – طنز

فرض بفرمایید یک روز آفتابی و دلچسب را آغاز کرده‌اید. هیچ اتفاق بدی هم قرار نیست بیفتد. با وجود آنکه در تهران زندگی می‌کنید اما شانس‌تان زده و دم صبح مقداری باران باریده و هر چی دود و گردوغبار بوده با خودش برده است. چند روزی از اول برج گذشته […]

شیر کله پاچه خور: زخم زبان بدتر از زخم شمشیر است

در زمان های قدیم مرد هیزم‌شکنی بود که با زنش در جنگلی در یک کلبه زندگی می‌کرد. مرد هیزم‌شکن هر روز تبرش را برمی‌داشت و به جنگل می‌رفت و هیزم جمع می‌کرد. یک روز که مشغول کارش بود صدای ناله‌ای را شنید و به طرف صدا رفت. دید توی علف‌‌ها […]