«تمامي كالاها و خدمات اين فروشگاه، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است.»

شیر کله پاچه خور: زخم زبان بدتر از زخم شمشیر است

در زمان های قدیم مرد هیزم‌شکنی بود که با زنش در جنگلی در یک کلبه زندگی می‌کرد. مرد هیزم‌شکن هر روز تبرش را برمی‌داشت و به جنگل می‌رفت و هیزم جمع می‌کرد. یک روز که مشغول کارش بود صدای ناله‌ای را شنید و به طرف صدا رفت. دید توی علف‌‌ها شیری افتاده و یک پایش باد کرده، به خودش جرأت داد و جلو رفت.

 

 

شیر به زبان باز کرد و گفت: «ای مرد یک خار به پایم رفته و چرک کرده. بیا و یک خوبی به من بکن و این خار را از پایم درآر.»مرد جلو رفت و خار را از پای شیر درآورد. بعد از این قضیه شیر و مردم هیزم‌شکن دوست شدند. شیر بعد از آن به مرد در شکستن هیزم کمک می‌کرد و آنها را به آبادی می‌آورد.

روزی از روزها مرد هیزم‌شکن از شیر خواست که به خانه او برود تا هر غذایی که دوست دارد زنش برای او بپزد. شیر اول قبول نمی‌کرد و می‌گفت: «شما آدمیزاد هستید و من حیوان هستم و دوستی آدمیزاد و حیوان هم جور درنمیاد». اما مرد آنقدر اصرار کرد که شیر قبول کرد به خانه آنها برود و سفارش کرد که براش کله‌پاچه بپزند.

 


وقتی غذا آماده شد سر سفره نشستند، شیر همان طور که داشت کله‌پاچه می‌خورد، آب آن از گوشه لبهایش روی چانه‌اش می‌ریخت. زن هیزم‌شکن وقتی این را دید، صورتش را به هم کشید و به شوهرش گفت: «مرد، این دیگه کی بود که به خانه آوردی؟» شیر تا این را شنید غرید و به مرد گفت: «ای مرد! مگه من به تو نگفتم من حیوان هستم و شما آدمیزاد هستین و دوستی ما جور درنمیاد؟ حالا پاشو تبرت را بردار و هرقدر که زور در بازو داری با آن به فرق سرم بزن!» مرد گفت: «اما من و تو دوست هم هستیم»
شیر گفت: «ای مرد! به حق نون و نمکی که با هم خوردیم اگه نزنی هم تو، هم زنت را پاره می‌کنم»
مرد از ترسش تبر را برداشت و تا آنجا که می‌توانست آن را محکم به سر شیر زد. شیر بعد از این که سرش شکافت پا شد و رفت. آن مرد دیگر به آن جنگل نمی‌رفت. یک روز با خودش گفت: «هرچه بادا باد می‌روم ببینم شیر مرده است یا نه؟» مرد وقتی به جنگل رسید شیر را دید. گفت: «رفیق هنوز هم زنده‌ای!؟»

شیر گفت: «می‌بینی که زخم تبر تو خوب شده و من زنده‌ام اما زخم زبان زنت هنوز خوب نشده و نمیشه.»

۲ دیدگاه

  1. ابراهیم می‌گه:

    سلام-جالب و پند آموز بود-انشاءا… عمل کنیم

  2. fateme می‌گه:

    ajab shire mehraboni

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>