«تمامي كالاها و خدمات اين فروشگاه، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است.»

در کل میخواستم بدانید که من بهار را دوست ندارم

خوبی زندگی این است که وقت هایی که انتظارش را نداری ، کسی می آید و میپرسد که چه مرگت است و میگذارد تا هی حرف بزنی و خودت را خالی کنی.اصلا وقت هایی که آدم دهانش را میبندد و مثل یک زامبی – مرده ی متحرک – یا یک رباط زنده مانی(!!)میکند ، یکی باید به خودش زحمت بدهد و یک حالی از طرف بپرسد.حالا فرض کنید این فرد محترم و دوست داشتنی در عصر یک روز مزخرف بهاری – بهار را دوست ندارم – یک پیامک(!!)به شما بزند و حالتان را بپرسد.من که به شخصه تمام وجودم انگشت میشود برای جواب دادن!که مثلا بگویم حالم خراب است و طرف بپرسد چرا؟!و من هی غر بزنم و از زندگی پر دردسرم برایش بگویم و او هم نصیحتم کند و یک راهکاری (منطقی یا غیر منطقی ، کار آمد یا غیر کار آمد) جلوی پایم بگذارد.حداقلش این است که آدم احساس میکند زنده بودنش به چهار نفر دیگر هم ربط دارد!یا مثلا اگر نباشد دو نفر هستند که بگویند “جای فولانی خالیست” یا “آدم خوبی بود”.همه ی ما بخواهیم یا نخواهیم به همدیگر نیاز داریم.

اصلا من نمیفهمم که چرا گاهی با خودم بر سر این مسائل درگیر میشوم وقتی میتوانم به جایش بروم و یک دست کله پاچه بزنم – بدون این اداهایی که دختر ها سر کله پاچه خوردن در می آورند – و طبق این قانونی که پدربزرگ مرحومم وضع کرده بود “جز استخوناش بقیش خوردنیه” گوسفند مفلوک را منهدم کنم.کله پاچه آن هم ساعت ۸ و ۴۰ دقیقه ی شب ، شام سنگینی به حساب می آید ولی خوب ، کی اهمیت میدهد به هیکل و باربی بودن و قیافه و لوازم آرایش سرطانزا و هزار جور کوفت و زهرمار دیگر که معلوم نیست دختر ها چطور وقت میکنند دخل همه را بیاورند تا صبح به صبح مانند مدل های برنامه ی مستهجن(!!) ویکتوریا سیکرت در کوچه و خیابان ظاهر شوند – و دست شان درد نکند که نمیگذارند جنس مذکر عقده ای از دنیا برود ! – و هنر نمایی کنند!

اصلا فکرش را هم نکنید که من از این دست آدم های امل و زبان نفهمم که حرف حالیشان نمیشود و نمیفهمند که دخترها نیاز دارند به این ، دختر ها نیاز دارند به آن و و و و – که خوب اگر هم اینطور فکر میکنید به جهنم!چون این طرز فکر شماست و دست من هم نیست – چون من خودم یکی از همین دخترهایی هستم که دارند در این مملکت زندگی میکنند و به جرئت میگویم یکی از آسوده خاطر ترین هایشان!وقتی برایت مهم نباشد که فولان پسر نسبتا محترمی که از منتهی الیه فولان سمت کوچه می آید چه دیدی نسبت به شما خواهد داشت – حقیقت است دیگر ! – زندگی خیلی آسانتر از این حرف ها میشود.

از این ها که بگذریم باید بگویم که من موضوع اصلی را گم کرده ام پس لطفا چند لحظه صبر کنید تا یک مرور کلی داشته باشم…

خوب ، با تمام این اوصاف و مزخرفاتی که باید مینوشتم – و شما اجباری در خواندنش ندارید و اگر الان این نوشته را میخوانید به شما بابت صبر و تحمل آهنینتان تبریک میگویم – میشود گفت ، یعنی ، خلاصه اش این است که میخواهم اعتراف کنم که حتی عصر یک روز مزخرف بهاری هم – گفته بودم بهار را دوست ندارم؟ – میتواند تبدیل شود به یکی از بهترین روزهای زندگی آدم

منبع: http://if-you-knew.blogfa.com/post/86

۱ دیدگاه

  1. Amir می‌گه:

    خیلی بیکاری خدا وکیلی … !!!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>